محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
52
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
امور از همه شكيباتر ، و پس از آشكار شدن حقيقت ، در فصل خصومت از همه برندهتر باشد ؛ كسى كه ستايش فراوان او را فريب ندهد و چربزبانى او را منحرف نسازد و چنين كسانى بسيار اندكند . پس از انتخاب قاضى ، هر چه بيشتر در قضاوتهاى او بيانديش ، و آنقدر به او ببخش كه نيازهاى او بر طرف گردد و به مردم نيازمند نباشد و از نظر مقام و منزلت آنقدر او را گرامى دار كه نزديكان تو ، به نفوذ در او طمع نكنند ، تا از توطئه آنان در نزد تو در امان باشد . » « 1 » امام عليه السّلام در جايى غير از نامه مذكور به نكوهش آن دسته از حاكمانى مىپردازد كه شايستگى حكومت ندارند و مىگويد : « در ميان مردم ، با نام قاضى به داورى مىنشيند ، و حل مشكلات ديگرى را به عهده مىگيرد ؛ پس اگر مشكلى پيش آيد ، با حرفهاى پوچ و توخالى و رأى و نظر دروغين ، آماده رفع آن مىشود . سپس اظهارات پوچ خود را باور مىكند . عنكبوتى را مىماند كه در شبهات و بافتههاى تار خود چسبيده ، نمىداند كه درست حكم كرده يا بر خطاست . اگر بر صواب باشد ، مىترسد كه خطا كرده ، و اگر بر خطاست ، اميد دارد كه رأى او درست باشد . نادانى است ، كه راه جهالت مىپويد ؛ كورى است كه در تاريكى گمشده خود را مىجويد ؛ از روى علم و
--> ( 1 ) . « ثمّ اختر للحكم بين النّاس أفضل رعيّتك في نفسك ممّن لا تضيق به الامور و لا تمحكه الخصوم و لا يتمادى في الزّلّة و لا يحصر من الفيء إلى الحقّ إذا عرفه و لا تشرف نفسه على طمع و لا يكتفي بأدنى فهم دون أقصاه ، و أوقفهم في الشّبهات و آخذهم بالحجج و أقلّهم تبرّما بمراجعة الخصم و أصبرهم على تكشّف الامور و أصرمهم عند اتّضاح الحكم ممّن لا يزدهيه إطراء و لا يستميله إغراء و اولئك قليل . ثمّ أكثر تعاهد قضائه و افسح له في البذل ما يزيل علّته و تقلّ معه حاجته إلى النّاس و أعطه من المنزلة لديك ما لا يطمع فيه غيره من خاصّتك ليأمن بذلك اغتيال الرّجال له عندك » نهجالبلاغه : نامه 53 .